مؤلّف جواهر الادب ، ضمن تعریف «ادب» و تقسیم آن به دو نوع طبعی و کسبی ، به
اخلاق فطری مانند: «کرم» و «حلم» اشاره نموده، چنین گوید:
الأدب عبارة عن معرفة ما یحترز به من جمیع أنواع الخطأ، و هو قسمان: طبعیٌ و کسبیٌ. فالطبعیّ ما فطر علیه الإنسان من أخلاق الحسنة و الصفات المحمودة، کالکرم والحلم. و الکسبیّ ما اکتسبه بالدرس و الحفظ و النظر.
یعنی ادب عبارت است از شناخت آن چیزی که مایۀ احتراز انسان از انواع خطایا می شود و آن بر دو قسم است: «طبعی» و «کسبی». ادب طبعی اخلاق حسنه و صفات نیکویی است که فطری و ذاتی انسان است؛ مانند «بخشش» و «شکیبایی». و کسبی آن است که با خواندن و حفظ کردن و دیدن به دست می آورد.
امام خمینی رحمه الله در شرح حدیث بیست و نهم که مضمون آن وصایای رسول اکرم صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علی علیه السلام است و حاوی ذکر بعضی از خصال نیکوی انسانی، و بیان آداب نماز، و نتیجۀ تدبّر و تفکّر در قرآن، و ادب حضور، و ورع و صدق و اخلاص است، پس از تعریف خُلق و ارائۀ نمونه هایی از مکرمت های اخلاقی، برخی از آن ها را طبیعی و بعضی را کسبی می شمارد که بر اثر عادت و معاشرت حاصل می شود و مداومت بر آن ها موجب ملکه شدن آن خُلق در نفس می گردد.
با توجّه به این که حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله در پایان این سفارش پر ارزش، بر ارتکاب به محاسن اخلاقی و اجتناب از مَساوی اخلاقی تأکید فرموده اند، تیمّناً عبارت آخر این حدیث که گویای شیوۀ حسنۀ امام خمینی رحمه الله در اکثر وصایای ایشان است، آورده می شود:
«...و علیک بمحاسن الأخلاق فارتکبها، و مساوی الأخلاق فاجتنبها. فإن لم تفعل، فلا تلومنّ إلاّ نفسک».
بدان که «خُلق» عبارت از حالتی است در نفس که انسان را دعوت به عمل می کند بدون رویّه و فکر. مثلاً کسی که دارای «خُلق سخاوت» است، آن خُلق او را وادار به جود و انفاق کند، بدون آن که مقدّماتی تشکیل دهد و مرجّحاتی فکر کند، گویی یکی از افعال طبیعیّۀ او است. و تا نفس به واسطۀ ریاضت و تفکّر وتکرّر به این مقام نرسد،دارای خُلق نشده است و کمال نفس حاصل نگردیده.
و علمای اخلاق فرمودند این حالت و خُلق نفس، گاهی در انسان، طبیعی است و راجع به اصل فطرت و مربوط به مزاج است،چه در جانب خیر و سعادت، یا شرّ و شقاوت، چنانچه مشهور است بعضی از زمان طفولیّت رو به خیرات و بعضی مایل به شُرورند، بعضی به ادنی چیزی غضب کنند و با چیز مختصری وحشت کنند و با سبب کوچکی به فزع آیند، و بعضی به خلاف آنانند. و گاهی این اخلاق نفسانیّه استفاده شود به عادات و معاشرات وتدبّر و تفکّر. و گاهی ابتدا از روی تفکّر و رویّه حاصل شود تا ملکه گردد. و در این مقام اختلافاتی نمودند که اشتغال به ذکر و بحث در اطراف آن ها از وظیفۀ این اوراق خارج است، و ما را از مقصد اصلی باز می دارد.
آنچه قابل توجه است، اشارۀ اجمالی امام رحمه الله به کلیّات این مباحث، و پرهیز از پرداختن به جزئیّات آن ها است. ایشان اصلاح جامعه و سوق بشر به سوی سعادت را مقصد اصلی خویش می دانند، لذا از بیم آن که مبادا تصوّر فطری بودن اخلاق، موجب ناامیدی گرفتاران سوء خُلق شود و در صدد علاج برنیایند، به صراحت درمان پذیر بودن هر خُلقی را، اگرچه ملکه شده باشد، بیان می فرمایند:
باید دانست که مقصود از طبیعی بودن و فطری بودن خُلقی، آن نیست که ذاتی غیر قابل تغییر است، بلکه جمیع ملکات و اخلاق نفسانیّه، تا نفس در این عالمِ حرکت و تغیّر است و در تحت تصرّف زمان و تجدّد واقع است، قابل تغییر است. و انسان می تواند جمیع اخلاق خود را متبدّل به مقابلات آن ها کند.
همچنین در فصلی با عنوان «مبادی محاسن اخلاقی و مَساوی آن »، به نظر علمای فنّ اخلاق که مجموع فضایل نفس را در تحت چهار جنس حکمت، عفّت، شجاعت و عدالت برشمرده اند، اشاره نموده، می فرماید:
«حکمت» را فضیلت نفس ناطقۀ ممیّزه دانسته اند، و «شجاعت» را از فضایل نفس غضبیّه، و «عفّت» را از فضایل نفس شهویّه، و «عدالت» را تعدیل فضایل ثلاث شمرده اند. و سایر فضایل را به این چهار فضیلت
رجاع کرده اند.
امام به همین مختصر بسنده کرده، از وارد شدن به تفصیل و تحدید هر یک از اقسام این فضایل احتراز نموده و ترجیح داده اند با تبیین اهمّیت مکارم اخلاقی با استناد به حدیث شریف نبوی صلی الله علیه و آله وسلم که مُشعر به هدف غایی بعثت است، شوق تخلّق به اخلاق الهی را در سالکان راه و حتّی غافلان ناآگاه ایجاد نمایند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، که مشرّف به خطاب « وَ إنَّکَ لَعَلَیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ » و بعثتش منّتی بزرگ از جانب پروردگار بر بندگان است، می فرماید که من برای کامل کردن مکارم اخلاق به رسالت مبعوث شدم. فرمایش آن حضرت این نکتۀ دقیق را به ذهن متبادر می کند که
فطرت و دین الهی بر اساس اخلاق استوار است و استاد بزرگ اخلاق، امام خمینی رحمه الله نیز بخشی از شرح حدیث بیست و نهم را که ذکر بعضی از خصال نیکوی انسانی است، به شرح و توضیح حدیث مذکور و بیان ارزش و اهمّیت مکارم اخلاقی اختصاص داده، چنین می فرماید:
به موجب حدیث منقول از رسول اکرم صلی الله علیه و آله : «بُعثت لاُتمّم مکارم الأخلاق» ، غایت بعثت و نتیجۀ دعوت خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله ، اکمال مکارم اخلاق است. و در احادیث شریفه مجملاً و مفصّلاً به مکارم اخلاق بیش از هر چیز، بعد از معارف، اهمیّت دادند. و ما پس از این بعضی از آن ها را ذکر می کنیم ان شاءالله . و اهمیّت آن بیش از آن است که ما از عهدۀ حقّ بیان آن برآییم، این قدر معلوم است که سرمایۀ حیات ابدی آخرت و رأس المال تعیّش آن نشئه حصول اخلاق کریمه است و اتّصاف به مکارم اخلاق است. و آن بهشتی که به واسطۀ کرائم اخلاقی به انسان اعطا شود، که بهشت صفات است، هیچ طرف نسبت نیست با بهشتی که جسمانیِ اعمالی است، و در آن از جمیع نِعَم و لذّات جسمانی، اعظم و احسن آن موجود است، چنانچه ظلمت ها و وحشت هایی که در اثر اعمال سیّئه برای انسان حاصل شود، بالاتر از هر عذاب الیمی است. و انسان تا در این عالم است، می تواند خود را از این ظلمت نجات دهد و به آن انوار برساند.
اهتمام امام رحمه الله بر تزکیۀ نفس و آراسته نمودن خود و دیگران به حلیۀ محاسن و مکارم اخلاقی در همۀ آثار ارزندۀ ایشان مشهود است. و از نیک مرد با فضیلتی چون او که زبان امثال من یارای وصف خصال و سجایای او را ندارد، امری طبیعی و بدیهی است.
اوست روح الله ، آری زان که خلقی بی شمار از دم قدسیش مسجود همه دنیاستی
او قفس را در گشوده، کز قفس آیی برون تو بدین خود را فریبی کاین قفس زیباستی
امام خمینی رحمه الله در عین امیدواری به رحمت واسعۀ پروردگار ومدّ نظر داشتن کریمۀ « لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ الله ِ إنَّ الله َ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً » ، زدودن حجاب از فطرت الهی را شرط عروج به حریم کبریا و صعود به جوار دوست و ورود به ضیافت الله با قدم خود می داند، و
با زبان عرفان و کلامی برخاسته از جان، چنان خالصانه به نفس خویش نهیب می زند که در گوش جان و دل پند نیوشان مشتاق، خوش می نشیند و آنان را به خود می آورد و به اندیشه وامی دارد:
به جای رفع حجب به جمع کتب پرداختم که گویی در کون و مکان خبری نیست جز یک مشت ورق پاره که به اسم علوم انسانی و معارف الهی و حقایق فلسفی، طالب را که به «فطرت الله » مفطور است، از مقصد باز داشته و در حجاب اکبر فرو برده، اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت، نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم حکمتی دست داد، چه رسد به غیر آن ها که خود داستان غم انگیز دارد.
گاه مخاطب معلوم را در نظر دارند و حتّی به نامش می خوانند، ونصایح پدرانه می گویند، ولی هر خوانندۀ مشتاقی از آن بهره مند می گردد، بی شک می توان اذعان کرد فطرت های پاک هم سنخ و هم سخن هستند و گویی از یک مشرب سیراب می شوند. غیر از اشعار امام که طبعاً ترجمان دل پر نور ایشان است، نامه های عرفانی از این قبیل است، خطاب دخترم! و یا پسرم! که منحصر و محدود به یک تن نیست، خطاب به همگان است چون مناسب فطرت است:
دخترم مغرور به رحمت مباش که غفلت از دوست کنی، و مأیوس مباش که خسر الدّنیا والآخره شوی.
پسرم! چه خوب است به خود تلقین کنی و به باور خود بیاوری یک واقعیّت را که مدح مدّاحان و ثنای ثناجویان چه بسا که انسان را به هلاکت برساند و از تهذیب دور و دورتر سازد.
و به مناسبت حال از قرآن کریم یا از احادیث یا از ادعیه نکاتی اخلاقی و دقایقی عرفانی می آورد. آنچه در بخش اعظم آثار حضرت امام رحمه الله جلب نظر می کند، کوشش ایشان در بیدار کردن «وجدان» مخاطب است، محاسبۀ نفس، تصفیۀ باطن، زدودن زنگار
فلت، نفاق، دورویی، شرک و کفر از آینۀ دل از جمله نصایح پدرانه و مشفقانۀ ایشان است. تعبیر و تفسیر دقیق و لطیفی که از «امانت الهی» به عنوان فطرت، و نیز وصف فطرت به «نور» و ارادۀ «ایمان» از آن، هریک نیازمند بحثی مستوفا است، در عبارت گزیدۀ ذیل هم به نور فطرت که به صورت «امانت الهی» در دل انسان تعبیه شده، اشاره فرموده و هم از استعداد دریافت انوار الهی برای قلب بی آلایش و پاک سخن می گوید:
ای عزیز، بیدار شو و غفلت و مستی را از خود دور کن، و در میزان عقل بسنج اعمال خود را قبل از آن که در آن عالم میزان کنند، و حساب خود را بکش قبل از آن که از تو حساب کشند. و آینۀ دل را از شرک و نفاق و دورویی پاک کن، و مگذار زنگار شرک و کفر، او(آن) را طوری بگیرد که به آتش های آن عالم پاک نگردد، نگذار نور فطرت مبدّل به ظلمت کفر شود، نگذار « فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا » ضایع گردد. این قدر خیانت مکن بر این «امانت الهی»! پاک کن آینۀ قلب را تا نور جمال حق در او جلوه کند.
پدیدآورنده : دبیران، حکیمه
محل نشر : قم
ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)
برچسبها: امام خمینی, ره, اخلاق, ادب, پرسش مهر پیامبر اکرم نمونه کامل اخلاق...
ما را در سایت پیامبر اکرم نمونه کامل اخلاق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 22:21