چه کار کنیم تا دچار کبر و غرور نشویم

خرید بک لینک

پرسش: چه کار کنيم متکبر و مغرور نباشيم و غرورمان را زير پا بگذاريم؟

پاسخ: اينکه به دنبال راهي براي اصلاح اخلاق زشت هستيد، نکته بسيار ارزشمندي است و جاي تبريک دارد.
تکبر و غرور مادر همه رذايل اخلاقي و ريشه تمام بدبختي ها و صفات زشت انساني است . تکبر ميتواند سرچشمه انواع گناهان و حتي سرچشمه کفر گردد . آنها که در اين خصلت زشت غوطه ورند ، هرگز روي سعادت را نخواهند ديد.
اما بايد بدانيد که رذايل اخلاقي از جمله غرور يک شبه از بين نمي رود؛ بلکه رياضت و تمرين لازم دارد و احتياج به زمان دارد.
براي اين که بتوانيد غرورتان را زير پا بگذاريد بايد توجه داشته باشيد که صفت غرور ريشه در دو چيز دارد:
1 - عدم شناخت صحيح و کافي از خداوند و انسان :
اگر به اين نکته توجه شود که انسان يک موجود ممکن و ضعيفي است که از خودش چيزي ندارد و آن قدر ضعيف است که در قرآن هيچ موجودي با صفت ضعف ياد نشده مگر انسان : « خلق الانسان ضعيفاً ». (1)
از طرف ديگر اگر عظمت پروردگار عالم و اين که هر چه هست از اوست روشن شود ديگر جايي براي غرور و عجب باقي نمي ماند ؛ چون مي فهمد که اگر علمي و دانشي دارد از اوست و ابزار درک و فهم آن علم را خدا داده است و اگر قدرتي دارد از اوست و اگر عبادت و نيايشي مي کند آن هم به توفيق اوست و ... و نيز اگر بداند که خداوند با اندک اشاره اي مي تواند همه اين سرمايه ها وقدرت ها را از انسان سلب کند و بگيرد هميشه خودش را بدهکار او مي بيند و عجب و غرور را از وجود خويش دور مي کند . البته رسيدن به اين مرحله از معرفت کار ساده اي نيست و جهاد با نفس لازم دارد .
دقت در آيات قرآن ، سرنوشت مغروران ، ( چون شيطان ، قارون ، فرعون ها و ...) و نيز دقت در روايات و تاريخ اسلام ، کمک خوبي براي شناخت راه درست و مبارزه با اين صفت رذيله است . شايسته است انسان واقع بين باشد و درباره خويش به انصاف قضاوت کند ؛ يعني ، شايسته نيست که انسان خود را کمتر از آنچه هست بداند و زيبنده نيست که خود را بيش از آنچه هست ، تلقي کند .
هر دو، آفت بوده و براي سرنوشت انسان مضر خواهد بود . به خصوص توجه داشته باشيد که غرور، انسان را از اهداف عالي باز مي دارد . علت آن روشن است ؛ چون انسان مغرور، به خودش اجازه مشورت و استفاده از نظرات و ديدگاه هاي دوستان ، اساتيد و بزرگ ترها را نمي دهد و همين امر کافي است که او را از بسياري از ارزش ها عقب بيندازد . انسان مغرور، پيوسته نظر خود را بر ديگران ترجيح داده و استبداد راي پيدا مي کند و در نتيجه از ارزش ها عقب خواهد افتاد .
نکته ديگر اين که مردم از افراد مغرور، متنفر و بيزارند ؛ هم چنان که خود شما نيز از افراد مغرور خوشتان نمي آيد . با اين بيان در صدد خودسازي برآمده و تلاش کنيد، به جاي غرور و منيت ، افتادگي و تواضع کنيد و به هر کس به اندازه کمالي که دارد ، توجه نموده و احترام بگذاريد.
بنا بر اين انساني که از خود هيچ ندارد، غرورش براي چيست ؟! در بين علما افرادي بوده اند که بعد ازمدت ها رنج و زحمت در راه علم با يک بيماري مختصر همه آنچه را درطول سال ها ياد گرفته بودند، فراموش کردند، به طوري که بعضاً اسم خودو فرزندان خود را هم از ياد برده اند .اين بهترين شاهد است بر اين که هيچ گاه عجب و غرور سراغ انسان نيايد، زيرا علمي که با بيماري مختصربه چنين سرنوشتي دچار شود، نبايد موجب غرور شود .
در قرآن مي خوانيم که : «وما اوتيتم من العلم الا قليلاً ؛ (2) به شما از علم جزبهره اندکي داده نشده است» ، بنا بر اين هر چقدر هم بر اندوخته هاي علمي انسان اضافه شود، جز اندکي نخواهد بود. با مطالعه در زندگي بزرگان مي بينيم خيلي از آن ها در آخر عمر گفته اند: اکنون فهميده ام که چيزي نمي دانم . ظاهراً درباره ابوعلي سينا با آن عظمت و تبحري که در اکثر علوم مخصوصاً فلسفه و عرفان داشت اين نکته نقل شده که گفته است : تا بدان جا رسيد دانش من که بدانم همي نادانم .
از رسول اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: "لن يدخل الجنة من في قلبه مثقال حبة من خردل من کبر؛ (3) داخل بهشت نمي شود کسي که در قلبش ذره کوچکي از غرور باشد".
به اين شعر زيبا و عاشقانه و متواضعانهء علامهء طباطبايي (ره) توجه کنيد که:
من به سرچشمه خورشيد نه به خود بردم راه ذرهاي بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خسِ بي سر و پايم که به سيل افتادم او که ميرفت مرا هم به دل دريا برد
جام صهبا ز کجا بود و مگر دست که بود که در اين بزم بگرديد و دل شيدا برد
خم ابروي تو بود و کف مينوي تو بود که ز يک جلوه ز من نام و نشان يک جا بود
2- غفلت :
گاهي اوقات ما معرفت به خود و خداي خود داريم ، ولي دچار غفلت مي شويم و هر چه غفلت گستردهتر و پر دامنهتر گردد، غرور نيز گسترش پيدا نموده و بسترساز بيماري خطرناک خود برتربيني و تکبر ميگردد.
و در پرتو از بين بردن غفلت و خروج از خيالات و موهومات توخالي و توجه به عزت حق تعالي ، با امداد از حضرات معصومين ان شاء الله ميتوان گام هاي بلندي در درمان بيماري غرور برداشت.
اما چگونه مي توان در عمل بر تکبر و غرور خود غلبه کرد؟
راه عملي اين است که ؛ انسان سعي کند اعمال متواضعانه را انجام دهد تا اين فضيلت اخلاقي در اعماق وجود او ريشه بدواند و در برابر خدا و خلق تواضع کند؛ لباس ساده بپوشد؛ در سلام کردن بر ديگران تقدم جويد؛ صدر مجلس ننشيند؛ با کوچک و بزرگ گرم بگيرد و با متکبران همنشين نشود. خلاصه آن چه را که نشانه تواضع است ، در عمل و سخن به کار بندد.
حضرت امام صادق ( عليه السلام ) فرموده است : «إِنَّ فِي السَّمَاءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبَادِ فَمَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَاهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَاهُ ؛ ( 4) دو ملک در آسمان هستند که موکل بندگانند ؛ هر که تواضع کند، اورا بلند مرتبه کنند و هر که تکبر نمايد، او را پست مرتبه سازند».
تواضع سر رفعت افرازدت
تکبر به خاک اندر اندازدت
اگر طالب تحقيق بيشترهستيد، شما را به مطالعه کتاب هاي اخلاقي مثل معراج السعاده و چهل حديث امام خميني و قلب سليم شهيد دستغيب توصيه مي نماييم .

پي نوشت ها:
1. نسا،(4) آيه 28.
2. إسراء (17) ايه 85.
3. وسائل الشيعة، محمد بن الحسن الحر العاملي، 29 جلد، مؤسسة آل البيت (ع) - قم، 1409 ه. ق، ج 16 ، ص 7 .
4. كافي، ثقة الإسلام الكليني، 8 جلد، دار الكتب إسلامية - تهران، 1365 ه. ش. ج 2، ص 122 .
مرکزملی پاسخگویی به سئوالات دینی

پیامبر اکرم نمونه کامل اخلاق...

ما را در سایت پیامبر اکرم نمونه کامل اخلاق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 1:36

صفحه بندی